السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1210
تعليقات نقض ( فارسى )
سبب گريه را پرسيدند حضرت فرمودند كه : نماز عصر را نكرده بودم و بيدار كردن شما را جايز نمىدانستم و الحال آفتاب فرو رفته است پس حضرت سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله گفتند كه : خداوندا چون على در فرمانبردارى تو و فرمان بردارى رسول تو بود تا نماز از او فوت شد آفتاب را از جهت او برگردان . اسماء گفت كه : و اللّه كه آفتاب را ديدم كه فرو رفته بود و بسبب دعاى حضرت طالع شد بعد از غروب ، و نماند كوهى و نه زمينى مگر آنكه آفتاب بر او تابيد تا حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه برخاستند و وضو ساختند و نماز گزاردند پس آفتاب فرو رفت . و ممكن است كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه نماز را بايما كرده باشند يا آنكه چون تا ذهاب حمرهء مشرقيّه وقت اضطراريست نماز آن حضرت فوت نشده باشد و از وقت فضيلت گذشته باشد . و در روايت معتبره وارد است كه ردّ شمس در مدينهء مشرّفه در مسجد فضيخ شد و خواهد آمد در فضل مساجد . و طحاوى روايت كرده است كه در صهبا واقع شد . و در حديث كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه روايت كرده است كه علّت تأخير حضرت نماز عصر را اين بود كه چون آن حضرت - صلوات اللّه عليه - از نماز ظهر فارغ شدند كلّهء سر آدميى با آن حضرت بسخن آمد و گفت كه : من پادشاهى بودم و احوال بسيار از حالات خود به آن حضرت عرض نمود تا آنكه چون حكايت او تمام شد حضرت نماز عصر را كرده بودند و چون آن حضرت به خدمت حضرت آمدند حضرت را آثار وحى ظاهر شد سر خود را در كنار آن حضرت گذاشتند ، و ممكن است كه در حيات حضرت صلوات اللّه عليه دو مرتبه واقع شده باشد و آنچه در صهبا واقع شده باشد اسماء در آن جا حاضر بوده باشد و آنچه در مسجد فضيخ واقع شده است اسماء از حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه نقل كرده است كه در اينجا ردّ شمس شد از جهت من چنان كه در حديث معتبر وارد است و امّا خواب حضرت سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله پس احاديث بسيار وارد شده است كه خواب و بيدارى آن حضرت مساوى بود و در خواب علم آن حضرت به آنچه واقع مىشد مثل بيدارى بود پس ممكن است كه حضرت با آنكه علم داشته باشند كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليهما